- مشخصات
- نگارش یافته توسط مریم صداقت
- تعداد بازدید: 8162
معرفی انواع آمپلی فایر و کاربردهای آن - نکات مهمی که قبل از خرید باید بدانید
اگر با دنیای آمپلیفایرها آشنا نیستید، خرید آن میتواند تجربهای دشوار و پیچیده باشد. در اینجا راهنمای گامبهگام انتخاب یک آمپلیفایر مناسب را مشاهده میکنید. تا انتهای مطلب با ما همراه باشید.
اگر در حال راه اندازی یک سیستم صوت هایفای هستید، احتمالاً به خوبی دریافتهاید که حتما به یک آمپلیفایر در سیستم خود نیاز دارید. این دستگاه یکی از اجزای حیاتی است که نقش «قدرت» سیستم صوتی را ایفا میکند. هر منبعی که برای گوش دادن به موسیقی استفاده میشود، به آمپلیفایر متصل است؛ آمپلیفایر باندها را راهاندازی کرده و کنترل حجم صدا را بر عهده دارد.
با این حال، خرید اولین آمپلیفایر بدون آگاهی میتواند شما را با انتخاب نامناسب مواجه کند. انواع مختلف آمپلیفایر وجود دارد که هر کدام کاربرد و ویژگیهای خاص خود را دارند. در این مقاله، بهصورت جامع و به زبان ساده، با انواع آمپلیفایر و نکات کلیدی که قبل از خرید باید بدانید، آشنا خواهید شد.
1. مقدمه: آمپلی فایر چیست؟
2. معرفی انواع آمپلی فایر و کاربردهای آن
2.1. پری آمپلی فایر (Preamplifier)
2.2. پاور آمپلی فایر (Power Amplifier)
2.3. آمپلی فایر یکپارچه (Integrated Amplifier)
3. کلاس آمپلی فایر چیست؟
3.1. آمپلی فایر کلاس A
3.2. آمپلی فایر کلاس B
3.3. آمپلی فایر کلاس AB
3.4. آمپلی فایر کلاس D
3.5. آمپلی فایر کلاس C
4. ویژگی های یک آمپلی فایر استاندارد
5. نکات حائز اهمیت در خرید آمپلی فایر
6. آموزش اتصال آمپلی فایر به باند
7. نتیجه گیری
”تمام محتوای این مطلب توسط شبکه صدا و تصویر فلسفی گردآوری و تدوین شده است. هرگونه کپیبرداری تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم به این صفحه مجاز میباشد“
1. مقدمه: آمپلی فایر چیست؟
آمپلیفایر قلب هر سیستم صوت هایفای (Hi-Fi) است. تمام دستگاههای منبع صدا سیگنالهای خود را به آن میفرستند و این آمپلیفایر است که به کاربر اجازه میدهد منبع صدا را انتخاب کند. آمپلیفایر سیگنال ضعیف ورودی را دریافت کرده و آن را به توان قدرتمندی تبدیل میکند که برای به حرکت درآوردن باندها لازم است. به همین دلیل، انتخاب آمپلیفایر یکی از حیاتیترین مراحل در ساخت یک سیستم صوتی باکیفیت و هیجانانگیز محسوب میشود.
کمی دقیقتر بررسی کنیم که آمپلیفایر چه کاری انجام میدهد؛ سیگنال خروجی از دستگاههایی مانند پخشکنندههای صوتی یا CD پلیرها معمولاً حداکثر چند ولت است و این دستگاهها برای اتصال به تجهیزاتی با امپدانس ورودی چند دههزار اهم طراحی شدهاند. به همین دلیل، در بهترین حالت تنها میتوانند کسری از یک میلیوات توان را به بلندگوها منتقل کنند.
اما باند برای تولید صدا نیاز به طی کردن یک پروسه صوتی دارد؛ باند باید هوا را به لرزش درآورد تا صدا ایجاد شود. برای انجام این کار، به توان الکتریکی نیاز دارد. احتمالاً با میزان توانی که آمپلیفایرهای صوتی معمولاً ارائه میدهند آشنا هستید؛ این توان میتواند از حدود ۲۰ یا ۳۰ وات شروع شده و تا صدها وات افزایش یابد، اگرچه بیشتر آمپلیفایرها در بازهای حدود ۵۰ تا ۱۲۵ وات قرار میگیرند. هنگامی که یک آمپلیفایر ۱۰۰ وات توان را به یک بلندگوی ۸ اهمی منتقل میکند، در واقع حدود ۲۸ ولت و ۳.۵ آمپر جریان ارائه میدهد که مقدار قابلتوجهی است.
تأمین توان باندها تنها یکی از وظایف آمپلیفایر است. وظیفه دیگر آمپلیفایر، انتخاب و مدیریت منابع صوتی مختلف است. بهطور کلی سه نوع منبع آنالوگ وجود دارد که احتمالاً با آنها مواجه میشوید. رایجترین آنها منابعی با سطح سیگنال Line Level هستند. این منابع تقریباً همیشه از طریق سوکتها و فیشهای RCA به آمپلیفایر متصل میشوند و گاهی با عنوان «تکپایانه» (Single-ended) یا «غیربالانس» (Unbalanced) نیز شناخته میشوند. منظور از Line Level سطح سیگنالی است که معمولاً در محدودهای حدود ۰.۵ تا حداکثر ۲ ولت قرار دارد. برای مثال، دستگاههایی مانند پخشکننده CD، ضبطصوتهای قدیمی و تجهیزات مشابه در این دسته قرار میگیرند. همچنین خروجی هدفون دستگاههایی مانند آیپد یا تلفن همراه (در صورت داشتن جک هدفون) نیز میتواند بهعنوان یک منبع Line Level به آمپلیفایر متصل شود.
برخی تجهیزات صوتی ردهبالا از اتصالات بالانس (Balanced) استفاده میکنند. این اتصالات با فیشها و سوکتهای سهپین XLR شناخته میشوند که از دنیای تجهیزات صوتی حرفهای (Pro Audio) گرفته شدهاند. در بسیاری از موارد، این نوع اتصال میتواند ولتاژ سیگنال را تا دو برابر افزایش دهد، بهطوریکه حداکثر ولتاژ ممکن است به حدود ۴ ولت برسد. مهمترین مزیت این اتصالات، کاهش احتمال ورود نویز و اختلال به سیگنال در طول کابلهای اتصال است.
برخی آمپلیفایرها دارای پریامپلیفایر فونو (Phono Preamp) داخلی هستند تا سیگنال را بهدرستی تقویت و تنظیم کنند، اما همه مدلها چنین امکانی ندارند. در برخی موارد لازم است از یک پریامپ فونو خارجی استفاده شود و سپس خروجی آن را به ورودی Line آمپلیفایر متصل کرد.
امروزه برخی آمپلیفایرها دارای ورودیهای صوتی دیجیتال برای اتصال منابع دیجیتال هستند و برخی دیگر حتی خود دارای منبع داخلیاند. برای مثال، آمپلیفایری که تیونر رادیویی داخلی داشته باشد «رسیور» (Receiver) نامیده میشود. در سالهای اخیر نیز تعداد بیشتری از آمپلیفایرها به پخشکنندههای شبکهای (Network Streamer) مجهز شدهاند.
علاوه بر این، بسیاری از آمپلیفایرها امکانات و قابلیتهای دیگری نیز ارائه میدهند؛ مانند مدارهایی برای تنظیم توازن فرکانسی صدا یا انجام پردازشهای مختلف. با این حال، علاقهمندان به صدای هایفای معمولاً ترجیح میدهند آمپلیفایر تا حد امکان از چنین پردازشهایی دوری کند تا صدایی خالصتر ارائه شود. با این وجود، برخی کاربران ممکن است به قابلیتهایی مانند کنترل تُن و بالانس صدا یا حتی دکمه بیصدا (Mute) نیاز داشته باشند.

2. معرفی انواع آمپلی فایر و کاربردهای آن
آمپلیفایرها بهطور کلی در دو نوع اصلی عرضه میشوند: نوع اول شامل پریامپلیفایر (Preamplifier) و پاور آمپلیفایر (Power Amplifier) جداگانه است و نوع دوم مدلی است که این دو بخش در یک دستگاه واحد ترکیب شدهاند. به این نوع دوم، آمپلیفایر یکپارچه (Integrated Amplifier) گفته میشود.
بیشتر پریامپلیفایرها و پاور آمپلیفایرها با ورودیها و خروجیهایی طراحی میشوند که از نظر فنی با یکدیگر سازگار هستند؛ بنابراین معمولاً لازم نیست هر دو دستگاه از یک برند باشند. این موضوع یکی از مزیتهای سیستمهای جداگانه نسبت به آمپلیفایرهای یکپارچه است؛ زیرا میتوانید در صورت نیاز، تنها پاور آمپلیفایر خود را ارتقا دهید بدون آنکه مجبور به تعویض پریامپ باشید.
برخی پاور آمپلیفایرها دارای اتصال موسوم به Trigger هستند که معمولاً بهصورت یک جک ۳.۵ میلیمتری ارائه میشود. در صورت اتصال این بخش به یک پریامپلیفایر سازگار (لزومی ندارد از همان برند باشد)، با روشن شدن پریامپلیفایر، پاور آمپلیفایر نیز بهطور خودکار روشن خواهد شد.
2.1. پری آمپلی فایر (Preamplifier)
پریآمپلیفایر تعیین میکند که کدام منبع صوتی پخش شود. این دستگاه در بسیاری از موارد، هرچند نه همیشه، سطح سیگنال صوتی را نیز تقویت میکند. با این حال، وظیفه اصلی آن کنترل سطح سیگنالی است که در نهایت به پاور آمپلیفایر ارسال میشود. پریآمپلیفایر سیگنال صوتی ضعیف دریافتی از منبع صوتی را دریافت کرده و آن را برای مرحله بعدی تقویت آماده کند. از آنجا که پریآمپلیفایرها مستقیماً باندها را راهاندازی نمیکنند، نیازی به منبع تغذیه بسیار قدرتمند و هیتسینکهای بزرگ که معمولاً در پاور آمپلیفایرها به کار میرود ندارند. به همین دلیل، این دستگاهها اغلب کوچکتر و ظریفتر از پاور آمپلیفایرها طراحی میشوند.
2.2. پاور آمپلی فایر (Power Amplifier)
پاور آمپلیفایر همان بخشی است که وظیفه اصلی و سنگین تقویت صدا را بر عهده دارد. این دستگاه سیگنال ورودی را که معمولاً حداکثر حدود ۲ ولت و چند صد میکروآمپر است دریافت کرده و آن را تقویت میکند تا بتواند به ولتاژی در حدود ۲۸ ولت و جریانی نزدیک به ۳.۵ آمپر برای تولید توان ۱۰۰ وات برسد. پاور آمپلیفایرها معمولاً تنها یک مجموعه ورودی دارند و بهطور طبیعی به ترمینالهای اتصال بلندگو مجهز هستند.
پاور آمپلی فایر در بیشتر موارد، ساختاری مستحکم و سنگین داشته و به هیتسینکهایی برای دفع گرمای تولیدشده در حین کار مجهز میباشد. همانند بسیاری از تجهیزات صوتی، وزن دستگاه میتواند، هرچند نه کاملاً دقیق، نشانهای از کیفیت آن باشد؛ زیرا بخش قابلتوجهی از وزن پاور آمپلیفایر مربوط به ترانسفورماتور و مدارهای مرتبط با منبع تغذیه آن است.
پاور آمپلیفایرها معمولاً برای کار با باندهایی با امپدانس اسمی ۸ اهم و ۴ اهم طراحی میشوند. یکی از نشانههای کیفیت بالای یک پاور آمپلیفایر این است که توان خروجی آن در باندهای ۴ اهمی تقریباً دو برابر توان آن در باندهای ۸ اهمی باشد؛ این موضوع نشاندهنده وجود یک منبع تغذیه داخلی قدرتمند و باکیفیت است. پاور آمپلیفایرها در انواع مختلفی عرضه میشوند؛ از جمله:
• چندکاناله (معمولاً برای سیستمهای سینمای خانگی)
• استریو
• مونو
پاور آمپلیفایرهای مونو معمولاً با نام مونو بلاک (Monoblock) شناخته میشوند. همچنین برخی پاور آمپلیفایرهای استریو قابلیت «بریج» شدن دارند؛ یعنی میتوان آنها را به حالت مونو تبدیل کرد. بدیهی است در صورت استفاده از این حالت برای یک سیستم استریو، باید دو دستگاه از همان مدل تهیه شود.
مزیت استفاده از حالت بریج این است که معمولاً توان خروجی در امپدانس ۸ اهم بیش از دو برابر حالت استریو میشود. در مقابل، یکی از معایب آن این است که حداقل امپدانس قابل پشتیبانی نیز دو برابر میشود؛ بنابراین بیشتر آمپلیفایرهای بریجشده به بلندگوهایی با امپدانس حداقل ۸ اهم نیاز دارند.

- مزایای پاورآمپلی فایر چیست؟
آمپلیفایرهای یکپارچه (Integrated) میتوانند عملکرد بسیار خوبی ارائه دهند، پس چرا باید آنها را به دو دستگاه جداگانه تقسیم کنیم؟
اکثر آمپلیفایرهایی که در بازار سیستمهای صوتی جداگانه (separates) فروخته میشوند، طراحی یکپارچه دارند. این یعنی تمام وظایفی که آمپلیفایر انجام میدهد داخل یک جعبه قرار گرفته است؛ از جمله اتصال تجهیزات منبع صدا و انتخاب ورودی مورد نظر، کنترل صدا (ولوم) و تقویت سیگنال ورودی تا حدی که بتواند بلندگوها را به حرکت درآورد. این موضوع بد نیست، چون دستگاه جمعوجور است، فقط به یک ورودی برق نیاز دارد و استفاده از آن انعطافپذیر است.
اما چرا باید این پکیج مرتب و جمعوجور را به دو بخش جداگانه شامل پریامپ و پاور آمپلیفایر تقسیم کنیم؟
اولین دلیل به کیفیت صدا مربوط میشود. اگرچه ما عادت داریم تمام وظایف یک آمپلیفایر را در یک جعبه ببینیم، اما کارهایی که از یک آمپلیفایر یکپارچه خواسته میشود در واقع میتوانند با هم در تضاد باشند. نیمی از دستگاه باید به بخش پریامپ اختصاص داده شود. جمعآوری و کنترل ورودیهایی که آمپلیفایر دریافت میکند، از طریق مدارهای ظریف و معمولاً با ولتاژ پایین انجام میشود. این موضوع با نیازهای ولتاژ و جریان بسیار بالاتر در بخش تقویتکننده اصلی (پاور آمپ) تفاوت زیادی دارد. برای پیچیدهتر شدن ماجرا، پریامپ ترکیبی از فعالیت در پشت دستگاه (ورودیها) و سپس در جلوی دستگاه است و این مدارها باید در کنار بخش پاور آمپلیفایر کار کنند.
با استفاده از یک پاور آمپلیفایر، اجزای داخلی دستگاه میتوانند به بهترین شکل ممکن تنها برای یک وظیفه طراحی و چیدمان شوند: دریافت یک سیگنال ورودی و تقویت آن برای بلندگوها. منبع تغذیه نیز میتواند دقیقاً برای همین وظیفه تنظیم شود؛ دیگر نیازی نیست طراحی آمپلیفایر بهگونهای باشد که همزمان عملکرد پریامپ را هم پشتیبانی کند. این موضوع باعث میشود مسیرهای سیگنال تا حد امکان کوتاه باشند و قطعات دقیقاً در جای مناسب خود قرار بگیرند.
پس چه زمانی بهتر است بهجای یک آمپلیفایر یکپارچه (Integrated)، به سراغ پاور آمپلیفایر بروید و هنگام انتخاب آن به چه چیزهایی باید توجه کنید؟
مهمترین زمان برای در نظر گرفتن یک پاور آمپلیفایر، زمان ساخت یک سیستم صوتی جدید است. اگر میدانید تنها از یک منبع صوتی استفاده خواهید کرد ، میتوانید پریامپ را از سیستم حذف کرده و مستقیماً از یک پاور آمپ استفاده کنید تا به خلوص سیگنال و بازدهی بالاتر دست پیدا کنید. از طرف دیگر، اگر همین حالا یک آمپلیفایر دارید که خروجی pre-out دارد، اضافه کردن یک پاور آمپ میتواند افزایش چشمگیری در عملکرد و کیفیت صدا ایجاد کند.
امروزه میتوان از کیفیت صدای بهینهای که پاور آمپلیفایرها ارائه میدهند بهرهمند شد، بدون اینکه الزاماً تعداد دستگاهها یا پیچیدگی سیستم شما افزایش یابد. سادهتر و در عین حال بهتر کردن سیستمهای صوتی، همواره هدفی است که ما برای آن تلاش میکنیم. از شنیدن موسیقی لذت ببرید.

2.3. آمپلی فایر یکپارچه (Integrated Amplifier)
آمپلیفایر یکپارچه دستگاهی است که هر دو بخش پریآمپلیفایر و پاور آمپلیفایر را در یک واحد واحد و درون یک بدنه ترکیب میکند. در واقع، بخش عمدهای از آمپلیفایرهای موجود در بازار از نوع یکپارچه هستند، زیرا استفاده از آنها سادهتر و مقرونبهصرفهتر است.
برخی از آمپلیفایرهای یکپارچه امکاناتی فراتر ارائه میدهند و تا حدی میان سیستمهای یکپارچه و جداگانه قرار میگیرند. این مدلها ممکن است دارای خروجی پریامپ (Pre-out) و ورودی پاور آمپ (Power-in) باشند؛ در نتیجه کاربر میتواند در صورت نیاز، برای هر یک از این بخشها از دستگاههای جداگانه استفاده کرده و سیستم خود را ارتقا داده یا شخصیسازی کند. این نوع آمپلیفایر گزینهای ایدهآل برای افرادی است که با محدودیت بودجه مواجه هستند یا فضای کافی برای استفاده از دو دستگاه جداگانه ندارند.
بهطور کلی در دنیای هایفای این باور وجود دارد که اگر هر مرحله از مسیر بازتولید موسیقی در یک دستگاه مجزا انجام شود، در نهایت کیفیت صدای بهتری حاصل خواهد شد.

> بررسی و خرید آمپلی فایر خانگی دیواری
3. کلاس آمپلی فایر چیست؟
منظور از کلاس آمپلی فایر چیست؟
هر بحثی درباره آمپلیفایرها، بهویژه آمپلیفایرهای یکپارچه و پاور آمپلیفایر، باید شامل کلاس آنها باشد. آمپلیفایرهای صوتی مدتهاست وجود دارند؛ ابتدا با لامپ خلا (Vacuum Tube / Valve) و از دهه ۱۹۵۰ به بعد با تکنولوژی ترانزیستوری (Solid-State) ساخته شدند. در اینجا از آمپلیفایرهای لامپی صرفنظر میکنیم، زیرا آنها بیشتر به سلیقه و ویژگیهای صدایی خاص علاقهمندان وابسته هستند و باید بهطور جداگانه ارزیابی شوند.
در مورد آمپلیفایرهای هایفای ترانزیستوری (Solid-State)، معمولاً سه نوع طراحی اصلی وجود دارد. البته مانند بسیاری از تجهیزات صوتی، کمی هم همپوشانی و تنوع بین این کلاسها دیده میشود. انواع کلاس آمپلی فایر عبارت است از:

3.1. آمپلی فایر کلاس A
در آمپلی فایر کلاس A، موج های آنالوگ از بالاگذرهای مثبت و پایین گذرهای منفی تشکیل شده اند. در این نوع آمپلی فایر کل موج ورودی در پروسه تقویت جریان قرار میگیرد. از یک ترانزیستور برای تقویت هر دو نیمه مثبت و منفی موج استفاده می شود. در این صورت، طرح این شکل موج بسیار ساده شده و همین سادگی باعث شده آمپلی فایر کلاس A رایجترین نوع آمپلی فایر باشد. هرچند امروزه انواع جدیدتر این نوع آمپلی فایر رایج شده است اما آمپلی فایر کلاس A همچنان طرفداران خود را دارد. در این توع آمپلی فایر، قطعه فعال (که در اینجا ترانزیستور است) همیشه در حال فعالیت است حتی اگر هیچ سیگنال ورودی نداش باشد. این فعالیت مداوم باعث تولید گرما و کاهش بازدهی آمپلی فایر تا 25% (در وضعیت عادی تک ترانسفورماتور) و تا 50% (در وضعیت دو ترانسفورماتور) میشود. در آمپلی فایر کلاس A، زاویه هدایت 360 درجه است (از 360 درجه، بخشی از موج که برای تشدید استفاده میشود). این زاویه هدایت باعث سطح اعوجاج بسیار پایین و در نتیجه عملکرد بهتر فرکانس بالا میشود.
مشکل اصلی این است که ترانزیستورها عمدتاً دستگاههای DC (جریان مستقیم / Direct Curren) هستند، ولی سیگنال صوتی AC (جریان متناوب / Alternating Current) است. یکی از راهحلهای اولیه این بود که از دو ترانزیستور مکمل استفاده شود که یکی بخش مثبت سیگنال را تقویت کند و دیگری بخش منفی را؛ سپس این دو سیگنال با هم ترکیب میشدند.
اما ترکیب این دو سیگنال در نقطه صفر سخت است و باعث ایجاد کراساور دیستورشن (Zero Crossover Distortion) میشود. یعنی در لحظهای که سیگنال در صفر بود، نه مثبت و نه منفی، هر دو ترانزیستور خاموش میشدند و یک خطای کوچک غیرخطی ایجاد میشد که ما آن را به شکل هارمونیکهای ناخوشایند (اغلب از نوع فرد) میشنیدیم. این طراحیها کلاس B نامیده میشدند و در آمپلیفایرهای هایفای باکیفیت استفاده نمیشوند.
در آمپلی فایر کلاس A، یک بایاس DC (دادن یک ولتاژ یا جریان ثابت (DC) به مدار برای اینکه درست کار کند) قابل توجه به سیگنال اضافه میشود. بایاس یعنی کمی ولتاژ مستقیم (DC) با سیگنال ترکیب میشود تا سیگنال AC روی صفر قرار نگیرد و همواره در یک نیمرخ مثبت یا منفی باشد. بهعبارت دیگر، سیگنال دیگر از صفر عبور نمیکند و تغییرات مثبت و منفی باعث دیستورشن نمیشود. بایاس DC قبل از اینکه سیگنال به بلندگو برسد، حذف میشود.
• معایب آمپلی فایر کلاس A:
1. بازده پایین: بایاس تقریباً نصف ولتاژ ماکزیمم است. برای یک آمپلیفایر ۱۰۰ واتی، حدود ۱۴ ولت همیشه جریان دارد، حتی وقتی سیگنال وجود ندارد.
2. گرمای زیاد و مصرف بالای انرژی: به هیتسینک بزرگ نیاز دارد و دستگاهها سنگین و بزرگ هستند.
با وجود این، بسیاری از علاقهمندان به هایفای کلاس A را ترجیح میدهند، چون هیچ کراساور دیستورشنی ندارد و کیفیت صدای بسیار خالصی ارائه میدهد.

3.2. آمپلی فایر کلاس B
آمپلی فایر کلاس B جهت برطرف کردن مشکلات گرمایشی و بازدهی آمپلی فایر کلاس A طراحی و تولید شد. در این نوع آمپلی فایر از 2 ترانزیستور استفاده شده است (برخلاف آمپلی فایر کلاس A که فقط 1 ترانزیستور دارد)؛ به این صورت که یکی از ترانزیستورها موج مثبت و دیگری موج منفی را تقویت میکند. بنابراین، هر دستگاه فعال نیمی از موج را هدایت میکند (180 درجه) و در صورت ترکیب 2 عدد از آنها کل سیگنال تقویت میشود. همین طراحی 2 ترانزیستوره باعث افزایش بازدهی فوق العاده بیشتر آمپلی فایر کلاس B نسبت به آمپلی فایر کلاس A شده است به طوریکه این میزان بازدهی به 75% میرسد.
آمپلی فایر کلاس A را میتوان در دستگاههای شارژی مانند رادیو FM و رادیوهای ترانزیستوری استفاده کرد. به دلیل انطباق دو نیمه موج، یک اعوجاج در ناحیه متقاطع ایجاد میشود. بنابراین، برای کاهش این اعوجاج آمپلی فایر کلاس AB طراحی شده است.
به عبارت دیگر میتوان آمپلی فایر کلاس B را ایگونه نیز توضیخ داد:
برای افزایش بازده توان کامل آمپلیفایر کلاس A و کاهش انرژی هدررفته به صورت گرما، میتوان مدار تقویتکننده توان را با استفاده از دو ترانزیستور در بخش خروجی طراحی کرد. به این نوع طراحی معمولاً آمپلیفایر کلاس B گفته میشود که به آن پیکربندی پوش-پول (Push-Pull) نیز میگویند.
آمپلیفایرهای پوش-پول از دو ترانزیستور «مکمل» یا هماهنگ استفاده میکنند؛ یکی از نوع NPN و دیگری از نوع PNP. هر دو ترانزیستور سیگنال ورودی یکسانی دریافت میکنند که اندازه آن برابر است اما فاز آنها نسبت به هم مخالف است. در نتیجه، یکی از ترانزیستورها فقط نیمه اول (۱۸۰ درجه) از شکل موج ورودی را تقویت میکند، در حالی که ترانزیستور دیگر نیمه دوم (۱۸۰ درجه) باقیمانده را تقویت میکند. سپس این دو نیمه در خروجی دوباره به هم متصل میشوند و یک موج کامل تشکیل میدهند.
در این نوع آمپلیفایر، زاویه هدایت فقط ۱۸۰ درجه یا ۵۰٪ از سیگنال ورودی است. این عمل «هل دادن و کشیدن» نیمسیکلهای متناوب توسط ترانزیستورها باعث شده نام جالب پوش-پول (Push-Pull) برای آن انتخاب شود، اما به طور کلی این مدارها با نام آمپلیفایر کلاس B شناخته میشوند.
3.3. آمپلی فایر کلاس AB
آمپلی فایر کلاس AB ترکیبی از آمپلی فایرهای کلاس A و B است. آمپلی فایر کلاس AB با هدف برطرف کردن مشکل بازدهی پایین آمپلی فایر کلاس A و اعوجاج سیگنال ناحیه منطبق شده آمپلی فایر کلاس B طراحی شده است. این نوع آمپلی فایر با حفظ پاسخ فرکانسی بالای آمپلی فایر کلاس A، بازدهی خوب آمپلی فایر کلاس B را نیز دارد. با ترکیبی از مقاومت ها و دیودها منجر به تولید ولتاژ بایاس و در نتیجه کاهش اعوجاج موج ناحیه منطبق شده میشود؛ که البته به همین دلیل کمی افت در بازدهی مشاهده میشود (60%).
آمپلیفایرهای کلاس AB یک نوع مصالحه هستند. آنها همچنان از ولتاژ بایاس استفاده میکنند، اما فقط به اندازهای که نقطهی کراساور را کمی از صفر دور کند. این کار باعث میشود بخش زیادی از اعوجاج (دیستورشن) ذاتی در کلاس B کاهش پیدا کند، در حالی که از ناکارآمدی شدید کلاس A هم جلوگیری میشود. کلاس AB همچنان رایجترین روش طراحی برای آمپلیفایرهای هایفای است و با طراحی دقیق امروزی میتواند عملکرد صوتی فوقالعادهای ارائه دهد. طراحان گزینههای زیادی در طراحی دارند، از جمله میزان ولتاژ بایاس.

3.4. آمپلی فایر کلاس D
کلاس D که به آن آمپلیفایر سوئیچینگ هم گفته میشود، کاملاً متفاوت است و توضیحش کمی سختتر است. اگر این بخش را کامل متوجه نشدی نگران نباش؛ بعداً به نکات کاربردی میرسیم. با اینکه حرف D در Class D به معنی دیجیتال نیست، اشتباه گرفتنش طبیعی است. در طراحیهای Class A و Class B، در تمام مسیر مدار الکترونیکی سیگنال تقریباً همان شکل اصلی خود را دارد. سیگنال مثل موج موسیقی بالا و پایین میرود، همین اتفاق در ترانزیستورها میافتد و در نهایت همانطور به ترمینالهای اسپیکر میرسد. اما در Class D، سیگنال ورودی بهجای اینکه مستقیم تقویت شود، به پالسها تبدیل میشود.
ظاهر این پالسها کمی شبیه دیجیتال است(بهخصوصDSD)، اما هنوز آنالوگ محسوب میشود، چون مانند دیجیتال محدوده عددی مشخصی ندارد که لبههای پالسها دقیقاً در آن قرار بگیرند.
• وقتی موج صدا در نقطه قوی باشد ← پالسها پهنتر یا پرتعدادتر میشوند
• وقتی صدا ضعیف باشد ← پالسها باریکتر یا کمتر میشوند
در خروجی اسپیکر، یک فیلتر ساده اعمال میشود که این پالسها را دوباره به سیگنال آنالوگ تبدیل میکند. این روش شاید عجیب به نظر برسد، اما مزایای واقعی دارد. مهمترین مزیت آن بازدهی بالا است. در این روش، بهجای اینکه سیگنال در ترانزیستورهای خروجی مدام بالا و پایین شود، ترانزیستورها همیشه فقط در دو حالت هستند:
• کاملاً روشن
• یا کاملاً خاموش
پالسها تعیین میکنند چه زمانی روشن یا خاموش باشند.ترانزیستورها وقتی کاملاً روشن هستند بسیار کارآمدند و انرژی زیادی را به گرما تبدیل نمیکنند. بنابراین اگر به قدرت زیاد در یک دستگاه سبک و کمحجم نیاز داشته باشی و نخواهی هیتسینکهای بزرگ و سنگین استفاده کنی، کلاس D گزینه بسیار خوبی است.
آنقدر خوب که بسیاری از سابووفرها از آمپلیفایر کلاس D استفاده میکنند.
این فناوری هنوز در آمپلیفایرهای هایفای بسیار حرفهای کاملاً رایج نشده، اما در بعضی مدلها استفاده میشود و احتمالاً در آینده بیشتر هم دیده خواهد شد.

3.5. آمپلی فایر کلاس C
طراحی آمپلی فایر کلاس C منجر به بازدهی بیشتر میشود اما در عین حال زاویه خطی/هدایت را کاهش میدهد (90 درجه). به عبارت دیگر کیفیت را فدای بازدهی میکند. هر چه زاویه هدایت کمتر باشد اعوجاج بیشتر میشود بنابراین این دسته از آمپلی فایرها مناسب تقویت صوتی نیستند. آمپلی فایر کلاس C معمولا در نوسانگرهای فرکانس بالا و تقویت سیگنال های فرکانس رادیویی استفاده میشود. آمپلی فایر کلاس C معمولا حاوی بار تنظیم شده ای است که سیگنال های ورودی با فرکانس خاصی را تقویت و فیلتر کرده و موج های سایر فرکانس ها را از بین میبرد. در این نوع آمپلی فایر فقط در صورت بالاتر بودن ولتاژ ورودی از یک حد معین، عنصر فعال هدایت میشود؛ که این باعث کاهش اتلاف انرژی و درنتیجه افزایش بازدهی میشود.

4. ویژگی های یک آمپلی فایر استاندارد
چه از ترکیب پریآمپ/پاورآمپ استفاده کنید و چه یک آمپلیفایر یکپارچه (Integrated)، بهتر است قبل از انتخاب و خرید مشخص کنید چه امکاناتی در آمپلیفایر برایتان مهم است. در ادامه چند قابلیت رایج در آمپلیفایرها و کاربرد آنها آمده است:
4.1. ریموت کنترل (Remote Control)
وجود ریموت تقریباً ضروری است. حداقل باید بتوانید از راه دور صدا را کم و زیاد کنید. در برخی آمپلیفایرهای باکیفیت، ریموت در واقع یک موتور را کنترل میکند که ولوم فیزیکی دستگاه را میچرخاند؛ این روش معمولاً دقت و کیفیت بهتری در کنترل صدا ارائه میدهد.
4.2. خروجی سابووفر (Line Level Subwoofer Output)
اگر با بودجه محدود وارد دنیای هایفای شدهاید، این خروجی بسیار کاربردی است. بسیاری از افراد در شروع، اسپیکرهای رومیزی باکیفیت میخرند که ممکن است در بخش بیس کمی ضعیف باشند. خروجی سابووفر به شما اجازه میدهد بعداً یک سابووفر اکتیو اضافه کنید و بیس سیستم را تقویت نمایید.
4.3. خروجی پریاوت در آمپلیفایر یکپارچه (Pre-Out)
این خروجی مسیر ارتقای سادهای فراهم میکند. میتوانید بعداً یک پاور آمپ قویتر بخرید و از آمپلیفایر فعلی خود بهعنوان پریامپ استفاده کنید.
4.4. ورودی پاور (Power In)
اگر آمپلیفایر شما هم پریاوت و هم پاور-این داشته باشد، انعطاف بیشتری خواهید داشت. مثلاً میتوانید یک پردازشگر صوتی بین پریامپ و پاور قرار دهید.
4.5. ورودی و خروجی ضبط(Tape Loop )
برخی آمپلیفایرها هنوز ورودی و خروجی ضبط آنالوگ دارند. اگر قصد ضبط صدا با دستگاههای آنالوگ داشته باشید، این قابلیت مفید است.
4.6. کنترلهای تن صدا (Tone Controls)
در گذشته بسیار رایج بودند، اما بسیاری از علاقهمندان حرفهای هایفای ترجیح میدهند از آنها استفاده نکنند. کاربردشان محدود است و معمولاً برای تنظیم جزئی بیس و تریبل به کار میروند.

> بررسی و خرید آمپلی فایر مناسب مسجد و هیئت
5. نکات حائز اهمیت در خرید آمپلی فایر
انتخاب آمپلیفایری که با اسپیکرهای شما هماهنگ باشد بسیار مهم است. این کار نهتنها بهترین کیفیت صدا را تضمین میکند، بلکه از تجهیزات شما نیز محافظت خواهد کرد. انتخاب آمپلیفایر نامناسب میتواند خطر آسیب رسیدن به اسپیکرها یا حتی خود آمپلیفایر را افزایش دهد. بنابراین باید مشخصات مهم هر دو دستگاه را بررسی کنید تا مطمئن شوید با یکدیگر سازگار هستند.
به طور کلی، هنگام انتخاب آمپلیفایر سازگار با اسپیکرها باید به دو عامل اصلی توجه داشته باشید:
5.1. امپدانس (Impedance)
امپدانس که با واحد اهم (Ohm) اندازهگیری میشود، به میزان مقاومت یا مخالفت یک مدار در برابر عبور جریان الکتریکی اشاره دارد. در واقع، اسپیکر با ایجاد امپدانس، جریان الکتریکی تولیدشده توسط آمپلیفایر را محدود میکند. نخستین قدم این است که امپدانس اسمی (Nominal Impedance) اسپیکر یا اسپیکرهای خود را بدانید. این مقدار معمولاً در بخش مشخصات فنی محصول در وبسایت سازنده درج شده و اغلب روی برچسب پشت اسپیکر نیز نوشته میشود. امپدانس اسمی بیشتر اسپیکرها معمولاً یکی از این مقادیر 4 اهم، ۸ اهم، و ۱۶ اهم است
اگر چند اسپیکر را به یک کانال آمپلیفایر متصل میکنید، محاسبه امپدانس کل کمی پیچیدهتر میشود و باید مجموع امپدانسها را بهدرستی محاسبه کنید تا از آسیب به سیستم صوتی جلوگیری شود.
5.2. قدرت (Power)
توان/قدرت با واحد وات (Watts) اندازهگیری میشود و به میزان سرعت انتقال انرژی اشاره دارد. میزان توان قابل تحمل اسپیکر نیز معمولاً در مشخصات فنی آن درج شده است. معمولاً چند مقدار برای توان ذکر میشود:
• توان پیک (Peak Power): حداکثر توان کوتاهمدتی که اسپیکر میتواند بدون آسیب تحمل کند.
• توان پیوست (Continuous Power) : توان قابل تحمل اسپیکر در طول زمان طولانیتر؛ این همان عددی است که اهمیت بیشتری دارد.
بسته به شرکت سازنده، ممکن است به جای توان پیوسته، مشخصات RMS یا AES ذکر شود که تقریباً همان مفهوم توان پیوسته را دارند.
نکته مهم: توان بالاتر لزوماً به معنای صدای بلندتر نیست. بلندی صدا در نهایت به حساسیت اسپیکر (Sensitivity) بستگی دارد، که میتواند متفاوت باشد. به این معنی که دو اسپیکر با همان میزان توان ورودی ممکن است بلندی صدای متفاوتی تولید کنند.
5.3. تعداد کانال
کانال را بهعنوان تعداد باندهایی در نظر گرفت که قصد دارید به آمپلیفایر متصل کنید.
• آمپلیفایر تککاناله (که به آن مونوبلاک نیز گفته میشود) برای تغذیه تنها یک بلندگو طراحی شده است.
• برای پخش موسیقی، اکثر شنوندگان به دو کانال (استریو) نیاز دارند. صدای استریو به موسیقی عمق و جزئیات بیشتری میبخشد، زیرا صدا بین کانال چپ و راست پخش میشود و حس فضایی و جهتداری ایجاد میکند.
در کاربردهای مربوط به تلویزیون، سینمای خانگی یا سایر سیستمهای صدای فراگیر (Surround)، به کانالهای بیشتری نیاز خواهید داشت تا بتوانید منابع صوتی مختلف را پشتیبانی کنید.
به عنوان مثال، در سیستمهای ۵.۱ فراگیر: بلندگوها در موقعیتهای زیر قرار میگیرند:
• چپ جلو
• راست جلو
• مرکز
• چپ عقب
• راست عقب
• و یک سابووفر (Subwoofer)
در این حالت، آمپلیفایر شما باید حداقل ۶ کانال داشته باشد تا بتواند تمام بلندگوهای این سیستم را بهطور مستقل تغذیه کند.
به طور خلاصه: تعداد کانالهای آمپلیفایر باید با تعداد بلندگوهای مورد نظر شما در سیستم صوتی مطابقت داشته باشد.
• ۲ کانال ← مناسب اکثر سیستمهای استریو موسیقی
• ۵ یا ۷ کانال (و بیشتر) ← مناسب سیستمهای سینمای خانگی و صدای فراگیر
اگر قصد دارید سیستم خاصی (مثلاً ۵.۱، ۷.۱، ۷.۲ یا دالبی اتموس) راهاندازی کنید، حتماً تعداد کانالهای مورد نیاز آن سیستم را بررسی کنید.
5.4. اعوجاج هارمونیک کل (Total Harmonic Distortion)
عبارت THD+N مخفف Total Harmonic Distortion + Noise به معنای «اعوجاج هارمونیک کل + نویز» است و نشان میدهد آمپلیفایر تا چه اندازه بر صدای خروجی تأثیر میگذارد. هرچه میزان اعوجاج بیشتر باشد، رنگشدگی و تغییر در صدای اصلی نیز بیشتر خواهد بود. بنابراین هرچه عدد THD+N پایینتر باشد، صدای خروجی آمپلیفایر به صدای اصلی ضبطشده نزدیکتر خواهد بود. البته باید توجه داشت که بیشترین تأثیر بر کیفیت نهایی صدا معمولاً مربوط به اسپیکرها است. بنابراین بهتر است اسپیکرهایی انتخاب کنید که با سلیقه شنیداری و نوع موسیقی مورد علاقه شما هماهنگ باشند.

اعوجاج هامونیک کل : عدد پایینتر ← کیفیت/عملکرد بهتر
5.5. نسبت سیگنال به نویز (Signal to Noise Ratio)
فرض کنید در یک اتاق کاملاً ساکت در دل طبیعت ایستادهاید؛ دور از شلوغی شهر. در این شرایط ممکن است صداهایی را بشنوید که قبلاً متوجه آنها نشده بودید، مثل صدای آرام رادیاتور یا عبور ماشینها در دوردست. وقتی محیط شلوغ باشد و مثلاً تلویزیون روشن باشد، این صداهای پسزمینه به گوش نمیرسند، اما همچنان وجود دارند.
آمپلیفایر نیز به همین شکل عمل میکند. همیشه مقدار بسیار کمی نویز در اثر حرکت الکترونها در مدارهای داخلی وجود دارد. هدف این است که این نویز پسزمینه تا حد امکان نامحسوس باشد تا شما بیشتر موسیقی را بشنوید و کمتر نویز را. معیاری که این موضوع را نشان میدهد نسبت سیگنال به نویز یا SNR (Signal to Noise Ratio) است. هرچه مقدار SNR بالاتر باشد، صدای خروجی شفافتر و نویز پسزمینه کمتر خواهد بود.

نسبت سیگنال به نویز : عدد بالاتر ← کیفیت/عملکرد بهتر
5.6. کراستاک (Crosstalk)
در یک سیستم استریو، کانال چپ باید فقط صدای چپ و کانال راست فقط صدای راست را پخش کند. کراستاک معیاری است که نشان میدهد چه مقدار از سیگنال کانال چپ بهصورت ناخواسته وارد کانال راست میشود (و برعکس). آمپلیفایرها با اینکه یک دستگاه واحد هستند، تلاش میکنند هر کانال صوتی را کاملاً جدا نگه دارند تا هنگام پخش موسیقی بتوانید موقعیت دقیق صداها را در صحنه صوتی تشخیص دهید؛ مثلاً خواننده کمی سمت چپ و ویولنها سمت راست قرار داشته باشند. هرچه میزان کراستاک بیشتر باشد، تشخیص موقعیت سازها دشوارتر شده و تفکیک استریو کاهش مییابد.
*نکته: در مشخصات کراستاک، هرچه عدد بعد از علامت منفی بزرگتر باشد، جداسازی استریو بهتر است. مثلاً -60dB خوب است و -100dB بسیار بهتر است (جداسازی کانالها دقیقتر)

5.7. ورودی ها و اتصالات (Inputs/Connections)
توصیه میشود پیش از خرید، اطمینان حاصل کنید که آمپلیفایر دارای تعداد و انواع ورودیهای کافی برای اتصال تمام تجهیزات صوتی مورد استفاده شما باشد. انواع اتصالات رایج عبارتند از:
• جک ۳.۵ میلیمتری برای پخشکنندههای قابل حمل (مانند iPod و دستگاههای مشابه)
• ورودی فونو (Phono) برای صفحهگردانها (turntable / گرامافون)
• پورت USB برای اتصال لپتاپ، کامپیوترهای خانگی و سیستمهای تئاتر خانگی (Home Theatre PC)
هر یک از این انواع اتصال مزایای خاص خود را دارد. در صورتی که برای اتصال یک دستگاه چندین گزینه وجود داشته باشد، همیشه اتصالی را انتخاب کنید که بالاترین کیفیت صدا را ارائه دهد.
5. آموزش اتصال آمپلی فایر به باند
بهترین راه برای یادگیری نحوه هماهنگ کردن آمپلیفایر با اسپیکرها، استفاده از یک مثال عملی است. در ادامه یک موقعیت فرضی اتصال امپلی فایر به باند را توضیح داده ایم؛ هر آمپلیفایر ویژگی صوتی خاص خود را دارد و بر اساس مشخصات فنیاش تنها با برخی از اسپیکرها سازگاری کامل خواهد داشت. بنابراین، هماهنگی میان آمپلیفایر و اسپیکر اهمیت بسیار زیادی دارد. این موضوع فقط به تطبیق چند عدد در مشخصات فنی محدود نمیشود، بلکه به سازگاری کامل اجزای سیستم صوتی با یکدیگر مربوط است. قابل ذکر است که با توجه به شرایط و برند خریداری شده ممکن است نحوه اتصال متفاوت باشد اما این مثال بر اساس یک اتصال استاندارد است.
6.1. آمادهسازی تجهیزات
پیش از شروع نصب، مطمئن شوید تمام تجهیزات موردنیاز را در اختیار دارید:
- پاور آمپلیفایر
• اسپیکرها: اطمینان حاصل کنید که از نظر توان و امپدانس با آمپلیفایر شما سازگار هستند.
• کابلها: برای اتصال پریامپ یا رسیور به پاور آمپلیفایر به کابلهای ارتباطی (RCA یا XLR) نیاز دارید. همچنین باید از کابلهای مخصوص اسپیکر برای اتصال آمپلیفایر به اسپیکرها استفاده کنید.
• پریامپ یا AV Receiver: این دستگاه سیگنال صوتی را به پاور آمپلیفایر ارسال میکند
6.2. اتصال پریامپ یا رسیور به پاور آمپلیفایر
پس از آماده شدن همه تجهیزات، در مرحله بعد باید پریامپ یا AV رسیور را به پاور آمپلیفایر متصل کنید.
• شناسایی خروجیها: در پریامپ یا رسیور خود، خروجیهای پریامپ را پیدا کنید. این خروجیها معمولاً با عنوانهایی مانند PRE OUT، BALANCED OUT یا LINE OUT مشخص میشوند.
• انتخاب کابل مناسب: بسته به نوع تجهیزات، ممکن است امکان استفاده از کابلهای RCA (غیربالانس) یا XLR (بالانس) را داشته باشید. اگر هر دو گزینه در دسترس باشد، معمولاً کابلهای XLR به دلیل کاهش نویز و کیفیت بهتر در مسیرهای طولانیتر، انتخاب مناسبتری هستند.
• اتصال کابلها: خروجی پریامپ یا رسیور را به ورودی متناظر در پاور آمپلیفایر متصل کنید. اطمینان حاصل کنید که کابلها بهدرستی و محکم متصل شدهاند تا از افت سیگنال یا ایجاد نویز جلوگیری شود.
6.3. اتصال پاور آمپلیفایر به اسپیکرها
در نهایت، پاور آمپلیفایر را به اسپیکرهای خود متصل کنید:
• انتخاب کابل اسپیکر مناسب: بسته به نوع آمپلیفایر و اسپیکرها، میتوانید از سیم بدون روکش (Bare Wire)، کانکتور Banana یا Spade Lug استفاده کنید.
• اتصال با قطبیت صحیح: مطمئن شوید که ترمینال مثبت (+) آمپلیفایر به ترمینال مثبت اسپیکر و ترمینال منفی (−) آمپلیفایر به ترمینال منفی اسپیکر متصل شود. رعایت قطبیت صحیح از مشکلاتی مانند لغو فاز (Phase Cancellation) که باعث افت کیفیت صدا میشودجلوگیری میکند.

6. نتیجه گیری
درک عملکرد آمپلیفایرها و پریامپلی فایرها یکی از اصول اساسی در ساخت یک سیستم صوتی خانگی با کیفیت بالا است. با انتخاب اجزای مناسب متناسب با نیازهای خود و اطمینان از هماهنگی و همافزایی صحیح میان آنها، میتوانید تجربه شنیداریای خلق کنید که موسیقی و فیلمهای مورد علاقهتان را به شکلی زنده و واقعی به شما منتقل کند.
به خاطر داشته باشید که یک سیستم صوتی عالی نه تنها به تجهیزات وابسته است، بلکه بیش از هر چیز به احساسی بستگی دارد که هنگام غرق شدن در صدا و موسیقی تجربه میکنید.
> جهت مشاوره و خرید انواع آمپلی فایر خانگی و حرفه ای با ما تماس بگیرید.
> قیمت و خرید آمپلی فایر خانگی و حرفه ای تندر
> قیمت و خرید آمپلی فایر خانگی و حرفه ای FAV
> قیمت و خرید آمپلی فایر خانگی و حرفه ای یاماها
> قیمت و خرید آمپلی فایر خانگی و حرفه ای تایفون
